برداشت آزاد از بحث آزاد

نشست دانشجو، قم، گذار به سوی توسعه که عصر پنجشنبه در محل خانه سازمانهای غیردولتی قم برگزار شد برای من حاوی نکات جالبی بود. ضمن تشکر از برگزار کنندگان این جلسه، مطلب زیر نقدی ست بر جنبه های مختلف این نشست از دیدگاه شخصی من .
اولین و بارزترین نکته که با مشاهده پوستر توجهم را جلب کرد موضوع نشست بود. بسیار کلی و به نوعی دهن پر کن ! موضوعی که به هیچ وجه دارای جذابیت های لازم برای جذب مخاطب نبود و همان طور که انتظار می رفت با استقبال خوبی مواجه نشد. شاید اگر در انتخاب موضوع نشست دقت بیشتری صورت می گرفت، افزایش مشارکت دانشجویان را در پی داشت.
البته همه تقصیر عدم استقبال را نمی توان به گردن موضوع نشست انداخت ! طبق معمول دانشجویان قمی هم در این آزمایش رو سفید شدند ! حتی تصورش هم خیلی سخت است ولی باور کنید کلاس پرورش شترمرغ یکی از تشکل های غیردولتی قم با استقبال بیشتری مواجه شده است !!!
از نحوه اداره جلسه و پیشبرد بحث راضی نیستم. البته مجری را به تنهایی مقصر نمی دانم. بهتر بود ساختارهای بحث از قبل تعیین می شد و حتی عناوین جزییات بحث در اختیار حاضرین قرار می گرفت. گر چه در پاره ای اوقات بیان دیدگاههای شخصی از سوی مجری برنامه موجب بروز نارضایتی حاضرین گردید ولی بیان شوخ و مزاح گونه وی به سرعت موجب تلطیف جو نشست می شد.
عدم مشارکت خانمها در بحث برای من بسیار عجیب می نمود. همیشه احساس می کردم بی مهری سیاستگذاران این شهر مقدس بارها بیش از پسران دامن دخترانش را گرفته است ولی لبهای خاموش آنان اشتباه مرا فریاد زد !
و در انتها عجیب ترین نکته این جلسه سکوت مباحثه گران عرصه وبلاگ نویسی بود ! کسانی که بارها با قلم فرسایی سعی در به کرسی نشاندن سخنان خود داشتند، در مباحثه رو در رو یا ‹ تصمیم گرفته بودند که سخنی نگویند › و یا همان حرفهای همیشگی را تکرار نمودند.

16 پاسخ(ها)

  1. مهدی | یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۵ | پاسخ دهید

    enshallah ke faraji hasel shavad
    va in jalasat noghate kor ro shenasaei konad
    ta vaziyat behtar az in shavad
    enshallah
    jeegar

  2. aspadana | یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۵ | پاسخ دهید

    من این نظر را که موضوع جلسه مفهوم کلی در پی داشت می پذیرم، اما جذاب نبودن آن را نه! امیدوارم نشست های بعدی با نواقص کمتری برگزار شود.

  3. khodam | یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۵ | پاسخ دهید

    من هم ضمن تشکر از همه دوستانی که برای برگزاری این نشست زحمت کشیدند لازم میدونم به چند نکته اشاره کنم:
    ۱٫موافقم که موضوع نشست خیلی کلی بود. شخصا از روز چهارشنبه هرچی تلاش کردم روی موضوع تمرکز کنم و افکارم رو جمع وجور کنم، به جایی نرسیدم .
    ۲٫ لازم بود که چارچوب بحث خیلی سریع وصریح مشخص بشه. به نظر می رسید که “قم و معضلات ناشی ازعدم توسعه یافتگی نسبت به سایر شهر های بزرگ کشور” دغدغه اصلی برگزار کنندگان نشست باشه که در بیشتر لحظات بین رقابت های کلامی! و … گم شد .
    ۳٫ یک نکته که توجه منو جلب کرد این بود که انحراف بحث دقیقا از جایی شروع می شد که حرف یک نفر قطع می شد و برداشت های یک جانبه و متعاقبا نتیجه گیری از همون حرفای نا تمام شروع می شد . حد اقل ۲ مورد این اتفاق افتاد و بحث بی جهت به انحراف کشیده شد .
    ۴٫ من فکر می کنم زمان برگزاری نشست(۷-۵ عصرو هوای بسیار گرم) هم درعدم استقبال عمومی نقش داشت هر چند زمان مناسب تری هم وجود نداشت . ولی به هر حال این دلایل باعث نمی شه که بی تفاوتی (و شاید نا امیدی) دانشجویان قم نسبت به شهرشون رو نادیده بگیریم .فراموش نکنیم که:”ان الله لا یغیر بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم”
    ۵٫به نظر من مشارکت نداشتن اکثر خانم ها در بحث ناشی از رضایت از وضع موجود نبود . من کمبود اعتماد به نفس را دلیل اصلی می دانم و دلیل این کمبود اعتماد به نفس هم همان چیزی است که به زعم اکثریت دوستان، سطحی، جزیی و پیش پا افتاده است . تصور کنیم درهای تفیکیک شده دانشگاه را و…
    با این حال اعتقاد دارم باید از یک جایی شروع کرد . آن نقطه شروع شاید همین جا باشد .مطلب آقای “حسین” شاید هشداری بود که بدانیم با این نگفتن های همیشگی آینده تاریک تری هم خواهیم داشت. خانم های دانشجوی قمی! بیدار شوید لطفا!
    ۶٫ من لازم می دونم بازهم تشکر کنم از دست اندرکاران برگزاری نشست،که به نظر من برای بار اول قابل قبول بود و آموزنده تا همه ما لا اقل اصول گفتگوی صحیح رو یاد بگیریم. مطمئنم جلسات بعدی بهتر خواهد بو

  4. معلمی | یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۵ | پاسخ دهید

    نشست خوبی بود.دست همه ی اونهایی که برای برگذاری این نشست زحمت کشیدند درد نکنه.امیدوارم در نشستهای بعدی نقطه ضعف ها برطرف شود تا گامی برداشته شود برای حداقل،شناسایی مشکلات قم.

  5. گل پسز | یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۵ | پاسخ دهید

    سلام
    در مورد موضوع نشست باید بگم شاید عامه پسند نبود ولی اولویت داشت(نسبت به سایر مسائل)
    عدم استقبال هم شاید به خاطر این بود که خیلی به امتحانات نزدیک بود!!!!
    در مورد نظر دوستمون که گفت عده ای معتقدند که قم بی فرهنگه باید بگم بی فرهنگی معنی نداره بالاخره هر کی یه فرهنگی داره و در ضمن شما به هیچ وجه نمی تونید کل یه فرهنگ رو نفی یا تایید کنید.
    هر چیزی یه نقاط ضعف و قوتی داره.
    راجع به دو طرفه شدن بحث هم با وجود اینکه بنده خود یکی از طرف ها بودم ولی نظرتون رو تایید می کنم ولی کاش…
    به امید دیدار

  6. سعید | یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۵ | پاسخ دهید

    shayad dar asare harfaye man dar morede posheshe banovan in shebe be zehne javvale bazia khotor karde bashe ke bande be donbale mahdod sakhtan hoghoghe zananan mibasham dostani ke matalebe bande ra dar jarayed dideand ezan darand ke tamame ehtemame bande dar hoghoge bashar be donbale ehghaghe hoghaghe faramosh shode zanan mibasham va hich haghe tarroz be harime shakhsi va hoghoghe shahrvandie zanane irani ra be khod nemidaham
    haghe entekhabe poshesh motabeghe ghavanin va share ra baraye hame be rasmiat mishenasam va nazarate bande janbe nazari va teorik dashte va faghat mahdod be zamano makane khase

  7. Galaxiesgirl | یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۵ | پاسخ دهید

    سلام حسین آقا،
    دیدم که شکوه های خود را از سکوت خانم های حاضر در جلسه و بعضی مباحثه گران قلم به دست، به وبلاگ آوردید. در توضیح این سکوت خود خواسته باید گفت:
    سکوت همیشه علامت رضا نیست بلکه به عواملی برمی گردد از جمله: حضور اغیار دل آزار و وجود زبان ناطق.
    سکوت نه علامت رضا که گاهی ناشی از حضور اغیار دل آزار است. نمی گویم که سکوت به عدم اعتماد به نفس ناشی از درهای تفکیک شده ی دانشگاه باز می گردد بلکه می گویم که بعضی اوقات پیش می آد که تا آدم می آد حرف بزنه در حضور بعضی حضورها یکباره زبانش قفل می کنه و دیگه هیچ نمی تونه بگه. یه گاهی هم آدم توی جلسه، سمتی که آقایون نشستند، ردیف آخر آخر، یک زبان ناطق پیدا می کنه که هم خوب بحث می کنه و هم توی بحث هاش همون حرفایی رو می زنه که آدم می خواد بگه. پس با خود می گه:” چه کاریه من به خودم زحمت بدم!؟”
    در تحلیل جلسه ی روز پنج شنبه مورخ ۲۹اردیبهشت ۸۵ باید گفت:
    ۱٫مکان جلسه جالب بود. لااقل آدم با دیدن ردیف های مرتب صندلی ها و میز مجری و پخش فیلم باورش می شد که توی یک جلسه ی دانشجویی حضور دارد.
    ۲٫زمان جلسه اصلاً خوب تدبیر نشده بود. تصور بکنید یه روز پنج شنبه گرم ساعت ۵-۷ که معمولاً به خاطر پنج شنبه بودنش با خیابونای شلوغ مواجه ایم و باز هم معمولاً همه تو چنین روزی و چنین ساعتی سر خاک امواتشان می روند ما آمده بودیم تا دور هم جمع شویم که البته عملاً هم جلسه راس ساعت ۵ آغاز نشد و د ر نتیجه به فراتر ازهفت هم کشیده شد.
    ۳٫موضوع جلسه، توسعه، بد نبود. می شد به خوبی یه بحث داغ ازش در آورد ولی خب…
    ۴٫مجری جلسه، خودش بد نبود اما خب اجرایش خوب نبود. گاهاً با حرف هایش به بحثی دامن می زد اما تا بحث می آمد جون بگیره به شاخه ای دیگر می پرید و یا گاهی بی طرفی را رها می کرد و خودش را هم دربحث قاطی می کرد. و بعضاً مواردی را به صورت مثال ذکر کرده ولی از آوردن توضیحات اجتناب می کرد. ولی خب نباید موثربودن ایشان در جلوگیری از تشنج نادیده گرفته شود.
    ۵٫فیلم اجرا شده در جلسه از هر لحاظ: صدا، تصویر، محتوا ارزش پخش شدن در جلسه را نداشت.
    ۶٫پذیرایی معمولاً جزء بخش های پسندیده در هر جلسه است که نباید بی تقدیر رها شود. از این بابت تشکر می کنم.
    و اما آن چه که از حضور در آن جلسه نصیبم شد:
    ۱٫از آن جایی که از صبح تا پیش از حضور در جلسه در کتابخانه ی دانشگاه بوده ام و بعد هم ساعاتی را در جلسه گذراندم با نگرانی خانواده ام مواجه شدم و جلسه را نا تمام رها کردم.
    ۲٫از آن جایی که زمینه ی سرماخوردگی ام از قبل فراهم شده بود اول گرمای بیرون و بعد سرمای درون مرا به جایی کشانده که دیگه صدام در نمی آد و شدم مث بچه هایی که خروسک می گیرن.
    با احترام

  8. khodam | یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۵ | پاسخ دهید

    galaxiesgirl عزیز
    من شخص شما را به نداشتن اعتماد به نفس متهم نکردم. اتفاقا برعکس همیشه اعتماد به نفس بالای شما برای من عجیب و باورنکردنی بوده است. قبل از شما هیچ کس، حتی بزرگ ترین منتقدین سیاسی جسارت پیدا نکرده بودند دانشجویان را به لحاظ سیاسی” بوق” قلمداد کنند!! میدانم و می پذیرم که اعتماد به نفس فوق العاده ای دارید!
    لطفا تشکرات ویژه مرا بابت نسبت دادن صفت “بی شعور” و سپس ارتقا به”کم شعور” بپذیرید.

  9. سعید | یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۵ | پاسخ دهید

    از تمام دوستان متشکرم انقدر مبهوت یه ادم غربزده شده بودید که لام تا کام صحبت نمی کردید تا جایی که مباحثه بین من و طرف مقابل شده بود حتی جایی که جرات توهین به فرهنگ وشهرو هویتتان را پیدا کرد سکوت کردید به اصطلاح الگوی زنان ما حضرت زینب است که ان خطبه حماسی را سر داد و الگوی مردان ما حضرت علی که همه از ایستادگیش در مقابل ظلم ویاوه وچرت و پرت گویی اگاهید فکر نمی کنید یکی از عوامل توسعه نیافتگی قم همین چیزهاست واقعا بر سر ما چه امده………………..

  10. رییس جعفری | یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۵ | پاسخ دهید

    سلام
    نمی دونم منظورتون از غربزدگی چیه؟؟؟
    شما تو جلسه هم همینطوری استدلال می کردید.مثلا می گفتید اینا حرفای روزنامه ی شرقه.
    من واقعا نمی فهمم این نفی کردن کلی یه چیز بدون استدلال عقلی چه معنی می تونه داشته باشه.
    در مورد خودم باید بگم که از ۶ سالگی به بعد به تمام فرائض دینی پایبند بوده و هستم.
    در ضمن من هیچ وقت به فرهنگ قم توهین نکردم.چون قطعا این فرهنگ بیشتر در زندگی من و اجداد من اثر داشته تا….
    به عنوان نکته ی آخر باید بگم من و فکر می کنم بقیه ی کسانی که مبهوت منه غرب زده شده بودند کسی بجز ائمه ی اطهار رو الگوی خودشون قرار ندادند و از شما خواهش می کنم برداشت خودتون از دین رو برای بقیه لازم الاجرا ندونید.
    هر کس در حد وسعت فهمش مواخذه می شه.
    لا یکلف الله….
    در پایان باز هم ازت خواهش می کنم بی مهابا انسان ها رو با پسوند ها و پیشوندهای نامناسب خطاب قرار نده.
    در ضمن گل پسر بالا خود من هستم!!!

  11. Galaxiesgirl | یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۵ | پاسخ دهید

    سلام Khodam,
    خوشحالم می بینم از حالت بی تفاوتی نسبت به نوشته ی بعضی ها خارج شدید. ضمناً باید بگم در حال حاضر به خاطر بی دلیل بودن سر جنگ با کسی ندارم و با کمال میل پذیرای تشکرات شما هستم.
    می گم خوب تیکه ای ( بوق) دادم دست شماها, نه؟ من اگه گفتم جوونای ما توی سیاست مث بوق می مونند اول از همه شخص خودم مد نظرم بود و بعد دیگرانی که بی تفاوتند اما نمی دونم چه جوریه که آدم جرات نمی کنه یه حرف از دهنش در بیاد

  12. سعید | یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۵ | پاسخ دهید

    غربزدگی محدود به عرصه سیاست نمی شود متاسفانه در برهه ای از دوران پس از انقلاب تمام تیم اقتصادی مملکت ما به همین درد مزمن مبتلا بودند اقتصاد سرمایه داری ولیبرالیستی غرب را میپرستیدندشاید این درد به شما هم سرایت کرده اقای رئیس جعفری انقدر تو بحث گرد و خاک راه انداختید که اجازه نقد حرفهای خود را به کسی ندادید ۱غرب زدگی به مفهوم الحاد و عدم انجام واجبات دینی نمی باشد در ان صورت شما مرتد هستید ۲شما هر نوع تفکر دینی را منحصر به فردی خاص میدانید واجازه ضمنی توهین به اشخاص رابه خود میدهید۳روزنامه شرق در شهریور ۸۳خبرکذبی راجع به امار جرائم جنسی منتشر کرد وادعا کرد که قم بالاترین امار ارتکاب .این نوع جرائم را از ان خود کرده است منظور بنده ان خبر بو د فکر می کنم درد به اینها هم سرایت کرده۴ حقیر تمام ان چیزهایی که شما ارزو کردید که ای کاش من مطالعه کرده باشم را مطالعه کرده ام والامرالیکم

  13. رییس جعفری | یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۵ | پاسخ دهید

    متاسفانه بعد از انقلاب یک نوع ادبیات نقد در بین جوانان بعضا انقلابی به وجود آمد که مثلا برای از میدان به در کردن حریف از این حربه استفاده می شد.
    مثلا فلانی لیبراله بدون اینکه حتی مفهوم اون را بدونند

  14. سعید | یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۵ | پاسخ دهید

    به نظر بنده انقلاب اسلامی مرگ لیبرالیسم بود بنابراین نیا زی نیست برچسب لیبرال زد چه خبر از ساموئلسن و فرید من

  15. رییس جعفری | یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۵ | پاسخ دهید

    نمی دونم چقدر از ساموئلسون و فریدمن می دونید و چقدر اونها رو می شناسید؟؟؟؟
    اونها یه سری تئوری علمی مطرح کردند و هیچ ایدئولوژی فکری و اعتقادی رو مطرح نکردند.
    نمی دونم چرا فکر می کنید لیبرالیسم مرده؟؟؟
    من لیبرال نیستم ولی با دیده احترام به تئوری های اونها نگاه می کنم.
    خوبه بدونید من نهادگرا هستم!!!!
    نمی دونم به نهادگرایی چه برچسبی می زنید؟؟؟
    امیدوارم حداقل نگی داگلاس نورث هم مرده.
    ضمن اینکه خیلی از مسائل اقتصاد ایران از منظر نهادگرایی قابل حله

  16. سعید | یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۵ | پاسخ دهید

    age tarafdare nahadgeray to sisteme eghtesade eslami hastid be manaye tabie nahadhaye jadid ke ba mafhome sarmaydary va payamadhaye an moghayerat dashte bashe khili khobo pasandide ast mesle ijade yek naha ke ba bankhaye fely moghayer bashe amma age donbale sisteme alman hastid baz ham be taffakore liberal bar migarde

شرمنده ، بخش پاسخ ها بسته است.


Warning: putenv() [function.putenv]: Safe Mode warning: Cannot set environment variable 'TZ' - it's not in the allowed list in /home/qomst/public_html/wp-content/plugins/zdstats/zd.wp.zdstatistics.class.php on line 1479

Warning: putenv() [function.putenv]: Safe Mode warning: Cannot set environment variable 'TZ' - it's not in the allowed list in /home/qomst/public_html/wp-content/plugins/zdstats/zd.wp.zdstatistics.class.php on line 1505