نگاهی به قانون اساسی – بخش اول

این روزها همه جا صحبت  از قانون و قانون مداری و قانون اساسی است. در اینجا قصد داریم به دور از هیاهوهای تبلیغاتی و زد و بندهای سیاسی، با هم نگاهی به قانون اساسی بیاندازیم و نقاط ضعف و قوت آن را بررسی کنیم.

در مقدمه قانون اساسی آمده است :

«…ملت ایران به طور یکپارچه و با شرکت مراجع تقلیدو علمای اسلام و مقام رهبری در همه پرسی جمهوری اسلامی تصمیم نهایی و قاطع خود را بر ایجادنظام نوین جمهوری اسلامی اعلام کرد و بااکثریت ‏۲‏/‏۹۸‏% به نظام جمهوری اسلامی رای مثبت داد.»

در آن زمان (۱۲ فروردین ۵۸) تنها ۵۰ روز از سقوط حکومت سابق می گذرد. مردم در آن زمان به حکومت جمهوری اسلامی رای ندادند، بلکه به آقای خمینی رای دادند. مردم هنوز چیز زیادی از جمهوری اسلامی نمی دانستند و زمان کافی نیز برای بحث و گفتگو درباره آن نبوده است. اگر آقای خمینی هرچیز دیگری را هم عنوان می کردند مسلما مردم به آن رای می دادند  چون به او اطمینان داشتند و مهم نبود جمهوری اسلامی باشد یا چیز دیگری.

در جایی دیگر از مقدمه قانون اساسی تحت عنوان ارتش مکتبی آمده است:

«. . . نه تنها حفظ و حراست از مرزها بلکه بار رسالت مکتبی یعنی جهاد در راه خدا و مبارزه در راه گسترش حاکمیت قانون خدا در جهان را نیز عهده‌دار خواهند بود.»

یعنی ارتش جمهوری اسلامی ضامن ترویج و تبلیغ جهاد در راه خدا در سراسر جهان می‌باشد. تازه باید بپرسیم آیا این «خدا» شامل خدای مسیحیان و یهودیان و بودایی‌ها و هندوها و …. هم می‌شود و یا فقط خدای مسلمان‌ها را شامل می‌شود. اگر فقط خدای مسلمانان را شامل شود نتیجه می‌گیریم که ارتش جمهوری اسلامی مسئول است که حکومت اسلام و قرآن را در کلیه جهان گسترش دهد.

درجایی دیگر از مقدمه قانون اساسی تحت عنوان وسایل ارتباط جمعی آمده است:

«وسایل ارتباط جمعی بایستی در جهت روند تکاملی انقلاب اسلامی در خدمت اشاعه فرهنگ اسلامی قرار گیرد و در این زمینه از برخورد سالم اندیشه‌های متفاوت بهره جوید و از اشاعه و ترویج خصلت‌های تخریبی و ضد اسلامی پرهیز کند.»

منبر و مسجد بیش از هزار و چهارصد سال است که این کار را انجام می‌دهد. پس احتیاجی به رادیو و تلویزیون و روزنامه و سایر رسانه‌های عمومی نیست. اگر قرار است همه رسانه‌های عمومی همان راه و روش را دنبال کنند که از منبر و مسجد و توسط وعاض تبلیغ می‌شده، دیگر چرا نام آنها را بگذاریم رسانه‌های عمومی. در این صورت معنای اندیشه‌های متفاوت چیست؟ لابد می‌گویند تفسیرهای مختلف و راه حل‌های متفاوت مسایل مربوط به فروع دین را برخورد اندیشه‌های متفاوت می‌نامند. تجزیه و تحلیل این مسأله را نیز بهتر است به خود خواننده واگذار کنیم.

در چند روز آینده در مورد اصول قانون اساسی بحث می کنیم.

در جایی دیگر از مقدمه قانون اساسی تحت عنوان ارتش مکتبی آمده است: «. . . نه تنها حفظ و حراست از مرزها بلکه بار رسالت مکتبی یعنی جهاد در راه خدا و مبارزه در راه گسترش حاکمیت قانون خدا در جهان را نیز عهده‌دار خواهند بود.» یعنی ارتش جمهوری اسلامی ضامن ترویج و تبلیغ جهاد در راه خدا در سراسر جهان می‌باشد. تازه باید بپرسیم آیا این «خدا» شامل خدای مسیحیان و یهودیان و بودایی‌ها و هندوها و …. هم می‌شود و یا فقط خدای مسلمان‌ها را شامل می‌شود. اگر فقط خدای مسلمانان را شامل شود نتیجه می‌گیریم که ارتش جمهوری اسلامی مسئول است که حکومت اسلام و قرآن را در کلیه جهان گسترش دهد. این همان ارتش زمان محمد(ص) و خلفای راشدین است. بی‌جهت نیست که دنیای غرب به عناوین مختلف به پا خاسته تا کشورهای اسلامی را یا برده خود سازد و یا آنقدر ضعیفشان کند که از مرزهای خود نیز نتوانند حراست کنند.

۳ پاسخ(ها)

  1. ناشناس | سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    با حرف شما موافق نیستم زیرا:

    ۱٫ جمهوری اسلامی از ابتدای دهه‌ی ۵۰ در ایران شدیدا مطرح بود و مردم حدود ۷ سال وقت داشتند در رویای خود آن را جستجو کنند و این حرف شما که ۵۰ روز از آن گذشته بود پس کسی از آن چیزی نمی‌دانست غلط است البته قطعا تصور همه از جمهوری اسلامی این شکل امروزی نبوده است.

    ۲٫ اصولا وقتی چیزی آیینی شد تصاویر و تعابریش نیز متفاوت می‌شود برای مثال وقتی که من گفتم من عاشق امام زمانم با وقتی من گفتم من عاشق فلانیم زمین تا آسمان فرق دارد که دومی را در زبان انگلیسی می‌گویند
    Love As Mental Illness
    پس تعبیر خدا فقط به خدای احد و واحد تشیع اختصاص دارد و بس.

    ۳٫ اینکه آزادی بیان در رسانه‌های عمومی باید باشد امری است طبیعی و حقی است قطعی اما که گفته که باید فقط بر سر منبر و محراب ندای دین سر داد؟
    اما این حرف با استناد به این اصل از پیش پذیرفته که شیعه مذهب حقه است تبیین شده که به نظر من بیان آن به این شکل و با این عبارت از اشکالات آن است.

  2. پوستچی | چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    کاش برای بند اولتون یک منبعی چیزی معرفی میکردید.
    میتوانید مصاحبه های مردمی که آن روزها و حول و حوش زمان رای گیری گرفته شده است را ببینید. رفتار و گفته های مردم گفته شما رو تایید نمیکند.

  3. khodam | چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    ۱٫ موافقم، مردم در واقع به امام خمینی رای دادن، ضمن این که سطح سواد ملت پایین تر از اون بود که حتی در صورت وجود فرصت کافی برای تفکر و تحقیق، به نتیجه ای غیر از اونچه “گروه غالب” می خواست برسن!
    ۲٫ بند ۲ کامنت “ناشناس” رو هرچی می خونم، نمی تونم ارتباط دو جمله اول رو با عبارت بعد از “پس” درک کنم!

شرمنده ، بخش پاسخ ها بسته است.