مصاحبه آیت الله خمینی با روزنامه لوموند فرانسه

نوشته زیر، مصاحبه آیت الله خمینی با روزنامه لوموند فرانسه است که در تاریخ ۱۶ اردیبهشت ۵۷ انجام شده است.

گرچه بسیاری سعی می کنند فضای امروز جامعه را با سالهای اول انقلاب مقایسه کنند، اما فضایی که مصاحبه، از آن روزگار به دست ما می دهد، به نظر بی شباهت به روزگار کنونی ما نیست. به دلیل طولانی بودن متن و برای سهولت در خواندن برای دوستانی که وقت کافی ندارند، بخش هایی از آن برجسته شده است.

از ابتدای سال، شورش های مهمی یکی پس از دیگری، از قم تا تبریز، بسیاری از شهرهای ایران را فراگرفته است. در همین هفته، چندین دانشگاه در تهران از ناآرامی فلج گشته، مخالفین چپ و چپ افراطی فعالانه در این جنبش ها که علیه شاه بسیج شده اند، شرکت می جویند. به هر حال تظاهرکنندگان نام آیت الله خمینی رئیس مذهب شیعیان را می برند که از سال ۱۹۶۵ در عراق در تبعید به سر می برد. روز ۲۹ اکتبر ۱۹۷۷، مرگ مشکوک پسر آیت الله خمینی در ایران و انتشار یک مقاله توهین آمیز نسبت به ایشان در مطبوعات ایران، ناقوس شروع شورشی بود که سلسله مراتب روحانیت مقتدر شیغه را از این زمان به بعد علیه شاه بسیج کرد.

آیت الله خمینی مخالف سرسخت رژیم شاهنشاهی، گرچه مرتبا با صدور بیانیه هایی مردم را به قیام دعوت میکند، هرگز تا به امروز انجام مصاحبه ای را با مطبوعات خارجی قبول نکرده بود، در تبعیدگاه خود در نجف، شهر مقدس عراق، نماینده اعزامی روزنامه لوموند را به حضور پذیرفت.

ـ سئوال: شما را متهم می‌کند که مخالف تمدن و گذشته‌گرا هستید؛ جواب شما به این مطلب چیست؟

- این خود شاه است که عین مخالفت با تمدن است و گذشته‌گرا است. مدت پانزده سال است که من در اعلامیه‌ها و بیانیه‌هایم خطاب به مردم ایران مُصراً خواستار رشد و توسعة اقتصادی و اجتماعی مملکتم بوده‌ام. اما شاه سیاست امپریالیستها را اجرا می‌کند و کوشش دارد که ایران را در وضع عقب‌ماندگی و واپسگرایی نگاه دارد. رژیم شاه رژیمی دیکتاتوری است. در این رژیم، آزادیهای فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده‌اند. نمایندگان را شاه با نقض قانون اساسی تحمیل می‌کند. انعقاد مجامع سیاسی – مذهبی ممنوع است. استقلال قضایی و آزادی فرهنگی به هیچ‌وجه وجود ندارد. شاه قوای سه‌گانه را غصب کرده است و یک حزب واحد ایجاد نموده است. از این بدتر، پیوستن به این حزب را اجباری کرده است و از متخلفان انتقام می‌گیرد. کشاورزی ما که تولیدش حتی تا ۲۳ سال پیش اضافه بر احتیاجات داخلی‌مان بود و ما صادرکنندة این مازاد بودیم، فعلاً از میان رفته است. مطابق ارقامی که نخست‌وزیر شاه در دو سال پیش به دست داده است، ایران ۹۳ درصد از مواد غذایی مصرفی خود را وارد می‌‌کند. این است نتیجة به اصطلاح اصلاحات ارضی شاه!

دانشگاههای ما نیمی از سال بسته است و طلاب و دانشجویان ما هر سال چندین بار مضروب و مجروح می‌گردند و به زندان افکنده می‌شوند. شاه اقتصاد ما را از میان برده و درآمد حاصل از نفت را که ثروت آینده مردم ماست تبذیر می‌کند و آن را برای خرید اسلحه‌هایی به کار می‌برند که جنبه تجملی و قیمتهای سرسام آور دارد و این امر به استقلال ایران صدمه می‌زند. من مخالف شاه هستم؛ درست به دلیل آن که سیاست وی که وابسته به قدرتهای خارجی است، پیشرفت مردم را در معرض خطر قرار می‌دهد. هنگامی که شاه ادعا می‌کند که ایران را به مرز «تمدن بزرگ» می‌رساند، دروغ می‌گوید. این مطلب را بهانه قرار داده است تا ریشة استقلال مملکت را قطع کند و خون مردم را جاری سازد. کارگران، کشاورزان، دانشجویان، کسبه و زنان و مردان علیه قدرت ارتجاعی و گذشته‌گرایی وی مبارزه می‌کنند. به دلیل این واقعیتهای غیرقابل بحث است که شاه کوشش می‌کند موضع مخالف ما را در قبال رژیمش وارونه جلوه دهد و ما را مخالف تمدن و گذشته‌گرا قلمداد کند. اگر ما موفق به سرنگون کردن رژیم او شویم، او برای کارهایی که بر ضد بشریت و ترقی اقتصادی و فرهنگی مردم کرده است محاکمه خواهد شد؛‌و آن روز تمامی عالم از جنایات وی آگاه خواهند گردید.

- دربارة لفظ «مارکسیسم اسلامی» که رژیم مرتباً استعمال می‌کند چه فکر می‌کنید؟ آیا با دستجات چپ افراطی روابط سازمانی دارید؟

- این شاه است که اصطلاح مذکور را به کار برده است و اطرافیانش از او تبعیت کرده‌اند. این مفهوم مفهومی نادرست و حاوی تناقض است و برای از اعتبار انداختن و از بین بردن مبارزة مردم مسلمان ما بر ضد رژیم شاه است. مفهوم اسلامی که بر اساس توحید و وحدانیت خداوند بنا شده است با ماتریالیسم در تضاد است. اصطلاح «مارکسیسم اسلامی» یک اصطلاح خلاف حقیقت است. به عبارت دیگر، شاه و دستگاه تبلیغاتی‌اش از اتحاد «ارتجاع سیاه» و «خرابکاری سرخ» نیز هدفی را که گفتیم تعقیب می‌کند؛ بدین معنا که وی می‌خواهد مردم مسلمان را وحشت‌زده سازد و بذر ابهام را در آنها بپراکند، تا مخالفتشان را نسبت به رژیم که جامع و غیرقابل بحث و انکار است از میان ببرد. هیچ‌گاه میان مردم مسلمانی که بر ضد شاه در حال مبارزه‌اند و عناصر مارکسیست افراطی یا غیرافراطی اتحاد وجود نداشته است. من همواره در اعلامیه‌های خود خاطرنشان ساخته‌ام که مردم مسلمان بایستی در مبارزه خود همگون و متجانس باقی بمانند و از هر نوع همکاری سازمانی با عناصر کمونیست برحذر باشند. بدین ترتیب با اتحاد بین تمام مسلمانان است که ما با شاه مبارزه می‌کنیم و خواهیم کرد؛ و به همین دلیل است که شاه سعی دارد مبانی مبارزه‌ای ما را وارونه جلوه دهد.

- با توجه به فقدان روابط سازمانی، آیا یک اتحاد تاکتیکی را با مارکسیستها برای سرنگون کردن شاه در نظر دارید؟ و روش و طرز رفتار شما با آنان از موفقیت اجتماعی‌تان چگونه خواهد بود؟

- نه، ما حتی برای سرنگون کردن شاه با مارکسیستها همکاری نخواهیم کرد. من همواره به هواداران خود گفته‌ام که این کار را نکنند. ما با طرز تلقی آنان مخالفیم. ما می‌دانیم آنها از پشت به ما خنجر زده‌اند و اگر روزی به قدرت برسند، رژیمی دیکتاتوری برقرار خواهند کردو این مخالف روح اسلام است. اما در جامعه‌ای که ما به فکر استقرار آن هستیم، مارکسیستها در بیان مطالب خود آزاد خواهند بود؛ زیرا ما اطمینان داریم که اسلام دربردارندة پاسخ به نیازهای مردم است. ایمان و اعتقاد ما قادر است که با ایدئولوژی آنها مقابله کند. در فلسفة اسلامی از همان ابتدا مسئله کسانی مطرح شده است که وجود خدا را انکار می‌کرده‌اند. ما هیچ‌گاه آزادی آنها را سلب نکرده و به آنها لطمه وارد نیاورده‌ایم. هر کس آزاد است که اظهار عقیده کند و برای توطئه کردن آزاد نیست.

- به نظر شما علت شعله‌ور شدن قیامهای ایران چیست؟ چرا این طغیانها در حال حاضر رخ داده است؟

- فشارو قهری که شاه و پدرش اعمال کرده‌اند، بدبختیهایی که ملت ما دچار شده است، مردمی که از آزادی‌شان، استقلالشان، پیشرفتشان و زندگی خوبشان محروم شده‌اند، وعده‌های دروغی که در پانزده سال اخیر مغزشان را پر کرده است، روی هم رفته منشأ تظاهرات مذکور است. خرابی وضع اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و وسعت دامنة قهر و فشار، به درجة تحمل‌ناپذیری رسیده است. آخرین قیامها مقدمة انفجار عظیمی است که نتایجش غیرقابل محاسبه است. هدف از ضدتظاهراتی که پلیس در مقام مقابله و با شرکت افراد مزدور ترتیب داده است و هدف از کشتارهایی که در هر شهر و روستا پیش می‌آید آن است که مانع سرنگون شدن شاه گردد.

- مقصودتان از حکومت اسلامی چیست؟ آنچه از این تعبیر، خود به خود، به ذهن می‌آید امپراتوری عثمانی و یا عربستان سعودی است.

- تنها مرجع استناد برای ما، زمان پیغمبر و زمان امام علی است.

- آیا خود شما در نظر دارید که در رأس آن قرار گیرید؟

- شخصاً نه. نه سن من و نه موقع و نه مقام من، و نه میل و رغبت من متوجه چنین امری نیست. اگر موقعیت پیش آید، ما در میان کسانی که در جریان مفاهیم و فکر اسلامی مربوط به حکومت هستند، شخصی و یا اشخاصی را که مستعد تعهد چنین امری باشند انتخاب خواهیم کرد.

منبع : سایت آفتاب به نقل از صحیفه امام

۸ پاسخ(ها)

  1. زینا | دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    عالی بود… استفاده کردیم… مرسی.

  2. فاطمه معلمی | دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    ممنون

  3. برای تمام زنان و دختران ایران زمین | چهارشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    درود بر شما … زنده باد

  4. برای تمام زنان و دختران ایران زمین | چهارشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    آدرس وبلاگ کوهنوردی دانشگاه پیام نور قم

    http://www.kuhpnu.blogfa.com

  5. مجتبی | پنجشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    ازتون ممنون که متن کامل رو گذاشتین تا بشه کامل قضاوت کرد
    البته من به همه توصیه میکنم متن کامل مصاحبه رو بخونن چون خیلی از جاهایی که رنگی شدن با قبل یا بعدشون تکمیل میشن و میشه درست در بارشون قضاوت کرد

  6. یلدا | جمعه ۳۰ بهمن ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    ممنون

  7. کدخدا | شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    سلام دوست عزیز ! نمیدانم هم عقیده هستیم یا نه! ولی‌ خیلی‌ از مطالبت استفاده میبرم! علاقه به تبادل لینک دارید؟ اگر دارید به من خبر دهید! کلی ممنون

  8. می سم | سه شنبه ۴ اسفند ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    vaghean mamnoon
    movafahg bashid

پاسخ دهید