شهر من، شهر آزادی است

امروز، بعد از نماز جمعه، عده ای که به زحمت یک نیمه از نیمه میدان شهدا را توانسته بود اشغال کند، در اعتراض به وضعیت حجاب، به صورت کاملاخود جوش(!) دست به راهپیمایی و تجمع زده بودند که با همراهی نیروی انتظامی و اسکورت پلیس راهنمایی همراه بود!

اینان در پایان راهپیمایی، بیانیه ای در محکومیت وضعیت حجاب نیز قرائت کردند که در آن برای جمیع قوای دولتی و مملکتی تعیین تکلیف شده بود!

و در آخر، مردم با سلام و صلوات به سمت خانه های خود رفتند…

به راستی که شهر من، شهر آزادی است… البته برای معدودی از افراد!

17 پاسخ(ها)

  1. زینا | جمعه ۶ فروردین ۱۳۸۹ | پاسخ دهید

    جالب اینجاست که این دسته از افراد حجاب را تنها مختص زنان میدانند!!

  2. حسینی | شنبه ۷ فروردین ۱۳۸۹ | پاسخ دهید

    جالب بود و البته عجیب.

  3. حسین | شنبه ۷ فروردین ۱۳۸۹ | پاسخ دهید

    ((اینان در پایان راهپیمایی، بیانیه ای در محکومیت وضعیت حجاب نیز قرائت کردند که در آن برای جمیع قوای دولتی و مملکتی تعیین تکلیف شده بود!))
    دوست عزیزم اصلا این طور نبود؛ به نظر من بیانیه ناصحین قم که قبل از نماز جمعه پخش شد بسیار منتقد تر بود
    بیانیه ایی که جناب “شمس” قرائت کردند خیلی هم منفعل و بدون هیچگونه انتقادی بود…

  4. "سید" | شنبه ۷ فروردین ۱۳۸۹ | پاسخ دهید

    شنیدم همسر منتظری هم درگذشت
    به هر حال ما که از آن بیت خیری ندیدیم انشاءالله که خیرست

  5. من | یکشنبه ۸ فروردین ۱۳۸۹ | پاسخ دهید

    اصلا خوشم نیومد…
    بیشتر به نظر یه ادم کله گردویی شبیه بود

  6. مینا | یکشنبه ۸ فروردین ۱۳۸۹ | پاسخ دهید

    خاک بر سر بی غیرتت کنن

  7. زنان زمان | یکشنبه ۸ فروردین ۱۳۸۹ | پاسخ دهید

    مردم قم جوش بی حجابی مسافرین رو میخوردند که این روزها اومدن زیادت !!!

    گاهی وقتا احساس میکنم این شهر جزو ایران نیست

  8. مهتاب | یکشنبه ۸ فروردین ۱۳۸۹ | پاسخ دهید

    اخه تو که اینو نوشتی معنی خود جوش رو نمیدونه. فکر میکنه خود جوش یعنی باید از زمین سبز بشه. نه جونم. این که معنی خود جوش نیست.

    ضمنا شما چرا به اونایی که برا بی حجابی میان تظاهرات میکنن و حکم مسلم خدا رو میخان بردارن چیزی نمیگی؟ چرا به اونایی که دنبال رسمی کردن … هستن هیچی نمیگی؟

  9. مهتاب | یکشنبه ۸ فروردین ۱۳۸۹ | پاسخ دهید

    ایران به هویت اسلامیش شناخته میشه. وقتی ما نابود میشیم که این هویت دینی رو از ما بگیرن

  10. ناشناس | یکشنبه ۸ فروردین ۱۳۸۹ | پاسخ دهید

    سلام دوست عزیز

    هر وقت به این نتیجه رسیدین که قابل لینک شدن تو وبلاگتون هستم خوشحال میشم منو به اسم پسر قمی لینک کنید. با تشکر . علوی

    ادرس : http://dasteneh.persianblog.ir/

  11. محمد | یکشنبه ۸ فروردین ۱۳۸۹ | پاسخ دهید

    چقدر خوب بود همه جای ایران برای مقابله با بد حجابی چنین حرکت هایی انجام میگرفت و مسئولین را از خواب بیرون بیدار میکرد.

    یقینا امنیت اجتماعی و ارامش روانی – به اعتراف بسیاری از دانشمندان جامعه شناس و روان شناس – بستگی به نوع حظور زن در اجتماع دارد

  12. khodam | چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸۹ | پاسخ دهید

    کامنت ها بسیار جالب توجه بود، کجای این پست در تایید یا رد حجاب بود که فریاد عزیزان خوش غیرت و هویت مند! بلند شد؟ بگذریم

    بعد من یک سوالی برام پیش اومد، چطور میشه که پلیس تامین امنیت چنین تجمعاتی!!! رو به عهده می گیره و به نحو احسن انجام می ده اما برای تجمعات دیگه اعلام می کنه که خود برگزارکنندگان باید تامین امنیت کنن؟!! خوب الان جوابش هم برام پیش اومد! تامین کننده امنیت تجمع جمعه هم در واقع خود برگزارکنندگان تجمع بودند. حل شد!

  13. من | چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸۹ | پاسخ دهید

    در کتاب “عیون أخبار الرضا ع ” از امام علی علیه السلام روایت شده است که :
    من و فاطمه بر رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله وارد شدیم، پس ایشان را در حالى که سخت مى‏گریست یافتیم، من عرض کردم پدر و مادرم فدایت یا رسول اللَّه! چه باعث شده که شما این چنین گریه میکنید؟
    در پاسخم فرمود: اى علىّ! شبى که مرا به آسمان بردند (یعنى معراج) زنانى از امّتم را در عذابى شدید نگریستم، و آن وضع براى من سخت گران آمد، و گریه‏ام از جهت عذاب سخت آنان است که به چشم خویش وضعشان را دیدم (شرح واقعه بدین قرار است):
    زنى را به مویش در دوزخ، معلّق، آویخته بودند که مغز سر او مى‏جوشید، و زن دیگرى را دیدم که به زبانش در جهنّم آویزان بود و آتش در حلقوم او میریختند، و زن دیگرى را مشاهده کردم که او را به پستانهایش آویخته بودند، و دیگرى را دیدم که گوشت بدن خویش را میخورد، و آتش در زیر او شعله میکشید، و زنى دیگر را دیدم که پاهایش را به دستهایش زنجیر کرده بودند و مارها و عقربها بر او مسلّط بودند، و زنى را دیدم کر و کور و لال که در تابوتى‏ از آتش است و مخ او از بینیش خارج مى‏شود و همه بدنش قطعه قطعه از جذام و برص (خوره و پیسى) است و زن دیگر را مشاهد کردم که در تنّورى از آتش به پاهایش آویزان است، و زنى را دیدم که گوشت بدنش را از پس و پیش با قیچى آتشین مى‏برند، و دیگرى را دیدم صورت و دستهایش آتش گرفته و مشغول خوردن روده‏هاى خویش است، و زنى را دیدم که سرش سر خوک و بدنش بدن حمار است و هزار هزار نوع او را عذاب مى‏کنند و زنى را به صورت سگ دیدم که از عقب بشکم او آتش مى‏ریزند و از دهانش بیرون میریزد و فرشتگان با گرزهائى آتشین بر سر و پیکر او مى‏زنند.
    پس فاطمه علیها السّلام به پدرش عرض کرد: اى حبیب من، و اى نور دیدگانم به من بگو که اینان چه کرده بودند و رفتارشان چه بود که به این عقوبت گرفتار شدند.
    رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله فرمود:
    اى دختر عزیزم امّا آن زنى که به موى سرش معلّق در آتش بود، آن فردى بود که موى سر خویش از نامحرمان نمى‏پوشانید،
    و امّا آن زنى که به زبانش آویخته بود او کسى بود که با زبان، شوهر خویش را آزار مى‏داد،
    و آنکه به پستانهایش آویزان بود شوهردارى بود که از آمیزش با شویش پرهیز داشت و امّا آنکه به پاهایش معلق در دوزخ بود کسى بود که بدون اذن‏ همسر خود از خانه بیرون مى‏رفت،
    و امّا آن زنى که گوشت بدن خویش را مى‏خورد آن بود که خود را براى نامحرمان زینت مى‏کرد، و امّا آنکه دست و پایش را به هم زنجیر کرده بودند و مارها و عقربها بر او مسلّط بودند زنى بود که درست وضو نمى‏ساخت و لباسش را از آلودگى به نجس، تطهیر نمى‏کرد، و غسل جنابت و حیض بجاى نمى‏آورد و خود را نظیف نمى‏ساخت، و به نماز اهمیّت نمى‏داد،
    و امّا آن کر و کور و لال زنى بود که از غیر شوهر خویش داراى فرزند مى‏شد و به شوهر خود نسبت میداد، و آنکه گوشت بدنش را با مقراضها مى‏برید پس وى زنى بود که خود را در اختیار مردان اجنبى مینهاد و خود را بدانها عرضه مینمود،
    و امّا آن زنى که سر و رویش آتش گرفته بود و مشغول خوردن روده‏هاى خود بود آن کسى بود که دلّالى جنسى به حرام میکرد، و امّا آنکه سرش سر خوک و بدنش بدن حمار بود آن زنى بود که سخن‏چینى به دروغ مینمود، و امّا آنکه رخسارش رخسار سگ بود و آتش در دبر او میریختند و از دهانش بیرون مى‏آمد آن زنى آوازه‏خوان و نوحه‏گر و حسود بود،
    آنگاه پیامبر صلى اللَّه علیه و آله فرمود: واى بر زنى که شوى خویش را به غضب آرد، و خوشا به حال‏ بانوئى که شوهرش از او راضى باشد.
    ——
    منبع : کتاب عیون اخبار الرضا – ترجمه غفارى و مستفید ج‏۱ صفحه: ۶۶۳ باب ۳۰
    و همچنین نگاه کنید به بحار الانوار : ج ۸ صفحه : ۳۰۹

  14. مهرام | چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸۹ | پاسخ دهید

    میگم خوب بود برای حمایت از بی حجابی هم یه پستی چیزی میزاشتی.
    .
    اخه این روزا کلاس تو همینه

  15. محمد | پنجشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۸۹ | پاسخ دهید

    سلام. بهتر نبود اسم اینجا رو میزاشتین گروهی از دانشجویان قمی ؟ آخه شما که همه دانشجوها نیستین!
    پس گروهی از دانشجویان …..

  16. نسیم | سه شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۹ | پاسخ دهید

    چقدر همه اعصاب ندارند اینجا!!باور کنید این طرح امنیت اجتماعی خیلی با حاله!!تو تهران همین که چادر روی سرته با خبال راحت از کنار ارشاد رد می شی!زل می زنی تو چشماشون و خیالت راحته!اونوقت من چادر به سر اومدم قم توی صفاییه!خانمه بهم تذکر داد!!یعنی آخرشهههه!شعور= ۰٫ادعا =بی نهایت.البته قصد توهین به کسی رو ندارم.از این حرصم می گیره که من تحصیل کرده ی این جامعه که مثلاً مذهبی هم هستم با یک خانواده فرهنگی باید بشنوم که یک دختر بیکار(که واقعاً دلم براش می سوزه)بهم تذکر دینی بده.

  17. حدیث | یکشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۸۹ | پاسخ دهید

    اصلا از این نوشته شما خوشم نیومد

    حجاب حکم مسلم قران و مورد اتفاق همه مسلمانان

شرمنده ، بخش پاسخ ها بسته است.


Warning: putenv() [function.putenv]: Safe Mode warning: Cannot set environment variable 'TZ' - it's not in the allowed list in /home/qomst/public_html/wp-content/plugins/zdstats/zd.wp.zdstatistics.class.php on line 1479

Warning: putenv() [function.putenv]: Safe Mode warning: Cannot set environment variable 'TZ' - it's not in the allowed list in /home/qomst/public_html/wp-content/plugins/zdstats/zd.wp.zdstatistics.class.php on line 1505