بهترین حکومت
نوشته شده به وسیله ی پوستچی در تاریخ ۸۸/۰۹/۲ در ساير نوشته ها
بهترین حکومت، حکومتی است که کمترین حکومت را بکند.
هنری دیوید ثرو
نوشته شده به وسیله ی پوستچی در تاریخ ۸۸/۰۹/۲ در ساير نوشته ها
بهترین حکومت، حکومتی است که کمترین حکومت را بکند.
هنری دیوید ثرو
نوشته شده به وسیله ی رئیس جعفری در تاریخ ۸۸/۰۸/۳۰ در ساير نوشته ها
این مطلب را قبل از انتخابات و به عنوان مصائب بودجه ریزی (رویکردهای دولت دهم در بودجه ریزی) برای یکی از کاندیداهای محترم نوشته بودم که در برنامه ی اقتصادی ایشان نیز به آن توجه شد ولی بعد از انتخابات و به مناسبت انتشار لایحه ی بودجه ی سال ۸۹ با اندکی تغییرات در روزنامه [...]
نوشته شده به وسیله ی رئیس جعفری در تاریخ ۸۸/۰۸/۳۰ در ساير نوشته ها
آمدیم تا بگوئیم هستیم
با وقفه ای ۲ساله باز هم شروع می کنیم.
باز هم می نویسیم
نقد می کنیم
گروهی خواهیم نوشت.
هر کس سلیقه ی خود را مثل همیشه بیان می کند
نظر هرکس مسلما متعلق به خود اوست
قبلا هم همینطور بود
در برای همه باز است
هر کس با هر گرایش فکری می تواند بنویسد و نوشته اش را فریاد [...]
نوشته شده به وسیله ی رئیس جعفری در تاریخ ۸۶/۰۸/۱۸ در ساير نوشته ها
متن زیر گوشه ای از پاسخ تاج زاده به حزب موتلفه ی اسلامی است .
واقعا وقتی خواندم برای مملکت و اوضاع آن متاسف و متاثر شدم.
یادمان باشد که قبل از انقلاب ادعا میکردیم اگر دو ساعت تلویزیون در اختیار ما قرار گیرد، کشور صد در صد اسلامی میشود. امروز در حالی که نزدیک به بیست [...]
برچسب کردن این موضوع | پیوند یکتا | پیوند بازتاب | دیدگاهها خاموش
نوشته شده به وسیله ی رئیس جعفری در تاریخ ۸۶/۰۸/۱۸ در ساير نوشته ها
هیچ حرفی نزن.
حتی کلمه ای نگو.
سکوت کن.
سکوت.
مثل یک آدم لال
مثل یکی که تازه پرتاب شده است توی این سیاره
و هنوز خبر ندارد که زندگی در اینجا، طراوت دستهاش را خواهد گرفت ، کمرش را خم خواهد کرد ، و بر تن او لباس های سیاه خواهد پوشاند.
سکوت.
لطفا کلمه ای نگو، حرفی نزن
من به دست [...]
برچسب کردن این موضوع | پیوند یکتا | پیوند بازتاب | دیدگاهها خاموش
نوشته شده به وسیله ی رئیس جعفری در تاریخ ۸۶/۰۸/۱۵ در ساير نوشته ها
این شعر متعلق به یکی از دوستان شاعر دانشگاه مازندران است که چندی پیش به مناسبت فضای دانشگاه ها و دستگیری دانشجویان سروده بود.
این مثنوی حدیث پریشانی من است
بشنو که سوگ نامه ویرانی من است
امشب نه این که شام غریبان گرفته ام
بلکه به یمن آمدنت جان گرفته ام
گفتی غزل بگو ، غزلم٬ شور حال مُرد [...]
نوشته شده به وسیله ی رئیس جعفری در تاریخ ۸۶/۰۸/۱۵ در ساير نوشته ها
هر چه می خواهم چیزی راجع به دولت ننویسم و هر چه می خواهم صبر کنم گویا امکان پذیر نیست و این دولت همچنان به سرعت به قعر دره ی فلاکت در حرکت است و آن ترمز معروفی که کنده شده همین ترمز است!!!
راجع به مسائل اقتصادی حرف بسیار است و نوشتنی بیشتر.
تنها به شاه [...]
برچسب کردن این موضوع | پیوند یکتا | پیوند بازتاب | دیدگاهها خاموش
نوشته شده به وسیله ی رئیس جعفری در تاریخ ۸۶/۰۸/۱۵ در ساير نوشته ها
این نوشته را دوستی بنا به مناسبتی برایم فرستاد.
شما هم بخوانید بد نیست.
********************
روزی خداوند تصمیم می گیرد که بیاید روی زمین تا ببیند بندگانش چه می گویند و چه می کنند. سوار بر سفینه خود شد و آمد بر زمین تا رسید به بیابانی که اسب سواری گله گاو بزرگی را به چرا برده بود [...]
برچسب کردن این موضوع | پیوند یکتا | پیوند بازتاب | دیدگاهها خاموش
نوشته شده به وسیله ی anita در تاریخ ۸۶/۰۸/۱۲ در ساير نوشته ها
برادرشان نوح گفت در آنچه می کنید لحظه ای درنگ کنید گفتند سالهای درازی است همین را می گویی .گفت نمی ترسید ؟گفتند از تو خسته ایم بگو به جای تو عذاب موعود را نزول کنند برادرشان گریست اما باز نفرین نکرد.
[...]
نوشته شده به وسیله ی anita در تاریخ ۸۶/۰۷/۲۳ در ساير نوشته ها
برای تحقیق به مشهد رفتم تمام کتابفروشیها و بساطهای اطراف بست و صحنها و مسجد پیرامون آستان قدس رضوی را گشتم تا ببینم آنچه بر زوار امام عرضه می شود و زوار امام تقاضا دارند چیست .صد جور تسبیح با صد جنس صدها جور مهر با صدها جور آینه و نقش و طرح پوش مخصوص [...]